به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از یزد، بخش دوم دوره نقد جریان الحاد و پوچ گرایی با ارائه حجتالاسلام فاضل در محل مدیریت حوزه علمیه استان یزد، ۳ مهرماه در مدرسه علمیه عبدالرحیم خان با حضور علاقمندان به این دوره تخصصی برگزار شد.
حجت الاسلام فاضل در این نشست با اشاره به ضرورت پرهیز از نگاه خطی به تاریخ، اظهار داشت: بررسی تحولات تاریخی نیازمند توجه به مجموعهای از عوامل فکری، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است و نمیتوان شکلگیری مدرنیته را صرفاً به یک نقطه یا یک دوره تاریخی محدود کرد.
وی افزود: یکی از خطاهای مهم در تحلیل تاریخ مدرن، نگاه خطی به تحولات تاریخی است در حالی که شکلگیری مدرنیته حاصل مجموعهای از تغییرات و تحولات بههمپیوسته بوده که در عرصههای مختلف معرفتی، علمی، اقتصادی و اجتماعی اتفاق افتاده است.
مدرس دوره نقد الحاد و پوچگرایی با اشاره به ارتباط میان تحولات فکری غرب و شکلگیری تمدن مدرن، بیان داشت: برای شناخت الحاد نوین باید زمینههای تاریخی و معرفتی آن را مورد توجه قرار داد و صرفاً به انکار صریح خداوند محدود نشد، چراکه برخی از مبانی فکری و معرفتی جدید، نوع نگاه انسان به خدا، جهان و جایگاه انسان را دستخوش تغییر کرد.
وی با اشاره به سه تحول مهم فلسفی، علمی و صنعتی در شکلگیری جهان مدرن، تصریح کرد: این تحولات در کنار یکدیگر به تغییر مناسبات اجتماعی و اقتصادی انجامیدند و در نهایت، نظامی جدید از زندگی، تولید، آموزش و روابط اجتماعی را شکل دادند.
انقلاب صنعتی و تغییر مناسبات اجتماعی
حجتالاسلام فاضل در ادامه با تمرکز بر انقلاب صنعتی، آن را یکی از مراحل مهم در شکلگیری جامعه مدرن دانست و گفت: با شکلگیری صنعت مدرن، تولید از الگوهای سنتی فاصله گرفت و کار، سرمایه، زمان و مناسبات اجتماعی در چارچوب جدیدی تعریف شد.
وی افزود: تفاوت میان نظام اقتصادی مدرن و تجارت و ثروتاندوزی در دورههای گذشته صرفاً در افزایش حجم تولید یا مبادلات خلاصه نمیشود، بلکه در دوره جدید، مجموعهای از ساختارهای اقتصادی و اجتماعی بهوجود آمد که مناسبات کار و سرمایه را نیز تغییر داد.
مدرس دوره نقد الحاد و پوچگرایی ادامه داد: صنعتیشدن تنها به کارخانه و ابزار تولید محدود نماند، بلکه سبک زندگی، الگوی اشتغال، مناسبات خانوادگی، محل سکونت، اوقات فراغت و حتی نوع نگاه انسان به کار را تحت تأثیر قرار داد.
وی با اشاره به پیامدهای اجتماعی صنعتیشدن اظهار داشت: گسترش کار صنعتی و تغییر ساختارهای تولید، مسائل جدیدی مانند فقر شهری، شرایط دشوار کار و شکافهای اجتماعی را پدید آورد و همین مسائل به موضوعی برای ادبیات، اندیشه و مطالعات اجتماعی تبدیل شد.
آموزش و تربیت انسان متناسب با نظام صنعتی
حجتالاسلام فاضل در بخش دیگری از سخنان خود به ارتباط میان صنعت و نظام آموزشی پرداخت و گفت: یکی از موضوعات قابل بررسی در تاریخ مدرنیته، شکلگیری نظامهای آموزشی جدید متناسب با نیازهای جامعه صنعتی است.
وی افزود: از این منظر، مدرسه و دانشگاه صرفاً نهادهایی برای انتقال دانش نیستند، بلکه باید بررسی کرد که این ساختارها در چه بستر اقتصادی و اجتماعی شکل گرفتهاند و چه نوع انسانی را برای حضور در جامعه جدید تربیت میکنند.
مدرس دوره نقد الحاد و پوچگرایی با بیان اینکه گسترش صنعت، علوم و تخصصهای جدید را نیز توسعه داد، خاطرنشان کرد: بسیاری از بحرانهای اجتماعی و اقتصادی ناشی از جامعه صنعتی، به شکلگیری رشتهها و مطالعات جدید انجامید و علوم اجتماعی، اقتصادی و سایر حوزههای مطالعاتی نیز در همین بستر گسترش پیدا کردند.
توسعه: فراتر از کارخانه و صنعت
وی در ادامه با اشاره به مفهوم توسعه، اظهار داشت: توسعه را نمیتوان صرفاً با افزایش تعداد کارخانهها، تولید کالا یا گسترش زیرساختها تعریف کرد، بلکه توسعه در دوره مدرن با مجموعهای از ساختارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و اجتماعی همراه شد.
حجتالاسلام فاضل با اشاره به نقدهای مطرحشده نسبت به علم و توسعه مدرن، بیان داشت: برخی متفکران سنتگرا، از جمله رنه گنون، نسبت به پیامدهای تمدن مدرن و نوع نگاه جدید به علم، انسان و جهان انتقادهایی مطرح کردهاند که بررسی آنها برای فهم نقدهای واردشده به مدرنیته اهمیت دارد.
وی تأکید کرد: برای مواجهه دقیق با تمدن مدرن، لازم است علاوه بر مشاهده دستاوردهای ظاهری آن، مبانی و پیشفرضهای فکری و معرفتی شکلدهنده این تمدن نیز مورد بررسی قرار گیرد.
ورود الگوهای مدرن به ایران
مدرس دوره نقد الحاد و پوچگرایی در ادامه با ورود به بحث ایران، به تحولات دوره قاجار و پهلوی اشاره کرد و گفت: در اواخر دوره قاجار، مسئله عقبماندگی ایران، نفوذ قدرتهای خارجی و ضرورت دستیابی به علوم و فناوریهای جدید به یکی از موضوعات مهم نخبگان و مسئولان تبدیل شد و اعزام دانشجویان به اروپا و آشنایی با ساختارهای جدید در همین بستر شکل گرفت.
وی افزود: در دوره رضاشاه، روند نهادسازی و ایجاد ساختارهای جدید اداری، آموزشی و ارتباطی گسترش یافت و سیاستهایی مانند اسکان عشایر نیز اجرا شد که ساختارهای سنتی جامعه را تحت تأثیر قرار داد.
حجتالاسلام فاضل ادامه داد: در دوره محمدرضاشاه نیز روند توسعه نهادهای جدید، گسترش آموزش، صنعتیشدن و اجرای برنامههای اقتصادی ادامه پیدا کرد و اصلاحات ارضی از مهمترین تحولات این دوره بود.
بر اساس منابع تاریخی، اصلاحات ارضی دهه ۱۳۴۰ ساختار مالکیت و روابط ارباب و رعیتی در روستاها را تغییر داد و همزمان توسعه بخش صنعت و خدمات، زمینه افزایش مهاجرت از روستاها به شهرها را فراهم کرد.
وی با اشاره به پیامدهای اجتماعی این تحولات اظهار داشت: تغییر ساختار روستاها، توسعه شهرها و گسترش صنعت، مناسبات اجتماعی جدیدی را به وجود آورد و مهاجرت روستاییان به شهرها نیز بخشی از پیامدهای این تحولات بود.
ضرورت شناخت مبانی تمدن مدرن
حجتالاسلام فاضل در جمعبندی این بخش از مباحث خود تصریح کرد: اگر بخواهیم نسبت خود را با تمدن مدرن و مسائل ناشی از آن بهدرستی مشخص کنیم، باید مسیر تاریخی شکلگیری آن، مبانی معرفتی، تحولات اقتصادی و اجتماعی و ساختارهای نهادینهشده در آن را بشناسیم.
وی افزود: مسئله اصلی تنها پذیرش یا رد دستاوردهای تمدن جدید نیست، بلکه باید مبانی آن را شناخت و نسبت میان علم، انسان، جامعه، اقتصاد، فرهنگ و دین را در این چارچوب مورد بررسی قرار داد.
مدرس دوره نقد الحاد و پوچگرایی خاطرنشان کرد: شناخت دقیق این زمینهها میتواند در فهم بهتر الحاد نوین و جریانهای فکری مرتبط با آن مؤثر باشد و زمینه را برای بررسی عمیقتر نسبت میان تمدن مدرن و تمدن اسلامی فراهم کند.
انتهای پیام
خبرنگار: خانم معصومه فیاضی











نظر شما